تصاویرمکان های دیدنی و تاریخی و اشیاء باستانی ایران

مطالب جالب و عجیب + تصاویر ایران گردی و گردش گری+اشیاء باستانی و مکان های با ستانی ایران

تصاویرمکان های دیدنی و تاریخی و اشیاء باستانی ایران

مطالب جالب و عجیب + تصاویر ایران گردی و گردش گری+اشیاء باستانی و مکان های با ستانی ایران

10 اختراع زمان باستان که فکر می کردید مربوط به دوران ما هست

اینها وسایلی هستند که اغلب مردم فکر می کنند این اجسام در جهان مدرن (یا حداقل قرون وسطی) اختراع شده اند اما تمام آنها مربوط به زمان پیش از مسیحیت هستند.
 10. فوتبال

 

  رومی ها و یونانی های باستان با انواع زیادی از بازی های توپی آشنا شده بودند، که در بعضی از آنها شرط استفاده از پا ضروری بود. در بازی رومی harpastum باور داشتند که از یک بازی تیمی به نام episkyros اقتباس شده است. سیاستمدار رومی به نام سیسرو (106- 43 قبل از میلاد) از یک مرد نام می برد که زمانی که برای زدن مویش به سلمانی رفته بود در اثر پرت شدن توپ به آرایشگاه مرد! با تعریفی که از این بازیها شده به نظر به فوتبال راگبی شباهت دارد. مدرک مستندی از فعالیتی شبیه به فوتبال نیز در آیین نامه ارتش چینی « Zhan Guo Ce» یافت شده است که بین قرن های سوم تا اول قبل از میلاد گردآوری شده است. در آنجا از ورزشی به نام سوجو (ترجمه تحت اللفظی «ضربه به توپ») نام آورده شده که با یک توپ چرمی شروع می شد، بازیکنان این توپ را به درون سوراخی که در وسط یک تکه لباس ابریشمی بوده می انداختند که در بین نی های بامبو بسته شده بود.
 9. مسواک

 

 انواع مختلفی از پیشگیری های بهداشتی مربوط به دهان از زمان های باستان وجود داشته و در تاریخ ثبت شده است. این موضوع به وسیله حفاری هایی که در سراسر جهان انجام شده مورد بررسی قرار گرفته است، در این حفاری ها تکه چوب های جویدنی، شاخه های کوچک درخت، پرهای پرندگان، استخوان های حیوانات و تیغ های جوجه تیغی کشف شده است. مردم زیادی از شکل های مختلف مسواک استفاده می کردند. در طب هندی (Ayurveda) از درخت neem (a.k.a. daatun) استفاده می شد و این درخت برای تهیه مسواک و محصولات مشابه برای هزاران سال پرورش می شد. یک نفر انتهای شاخه درخت نیم را می جود تا به شکل رشته های مسواک در آید و بعد از آن برای تمیز کردن دندان هایش استفاده می کند. در جهان مسلمانان، مسواک یا سیواک عبارت بود از شاخه یا ریشه گیاهانی که خاصیت ضدعفونی کننده داشتند. مسواک از دوران عصر طلایی اسلام به طور گسترده ای استفاده می شد.
 8. بخیه

 

  بخیه تاریخچه طولانی و عجیبی دارد که به مصر باستان برمی گردد، در آنجا از هر چیزی از پوست درخت تا مو برای بخیه زدن گوشت انسان استفاده می شد. پزشکان 4000 سال پیش برای بستن زخم از بخیه زدن استفاده می کردند. یافته های باستان شناسی مصر باستان نشان می دهد که مصری ها از کتان و رگ و پی حیوانات برای بستن زخم ها استفاده می کردند. در هند باستان پزشکان از شاخک های سوسک ها یا مورچه ها به عنوان گیره ای که زخم ها را جوش می داد استفاده می کردند. آنها برای این کار حشرات را گرفته و بدنشان را نصف می کردند و این شاخک ها را از بدنشان جدا می کردند. از دیگر مواد طبیعی که برای بستن زخم استفاده می شد می توانیم از کتان، مو، علف، نخ پنبه، ابریشم، موهای ریز خوک و دل و روده حیوانات نام برد. پس الان باید متوجه شده باشید که اصول اساسی بستن زخم ها از سال 4000 سال پیش زیاد تغییر نکرده است!
7. نقشه

 

  یک لوح سفالین بابلی به عنوان اولین نقشه شناخته شده جهان ثبت شده است. این لوح سال 1930 در حفاری های خرابه های شهر گا-شور (Ga-Sur) در نوزیه 20 مایلی شمال محوطه بابل قدیم (عراق امروزی) از زیر خاک بیرون کشیده شد. این نقشه به قدری کوچک است که در کف دست جای می گیرد (6.8 در 7.6 سانتی متر)، بیشتر مکان های این نقشه مربوط به دودمان پادشاهی ساراگون پادشاه اکد (2300 تا 2500 قبل از میلاد) می باشد. روی لوح مرزهای دو منطقه خشکی مشخص شده است و مجرای آب زمین ها را به دو نیم کرده است.
این لوح خاص با اشکال میخی نوشته شده و با نمادهای مخصوص روی سفال علامت گذاری یا قلم زنی شده است. نوشته های روی نقشه هویت برخی افراد و اسامی برخی مکان ها را مشخص می کند.
 6. صابون

 

 قدیمی ترین مدرک ثبت شده از تولید مواد صابونی شکل مربوط می شود به 2800 سال قبل از میلاد مسیح در بابل باستانی. فرمول صابون ترکیبی از آب، ماده قلیایی و روغن cassia که بر روی لوح گلی تقریبا مربوط به 2200 سال پیش نوشته شده است. در پاپیروس Ebers (مصر، 1550 قبل از میلاد) نوشته شده که مصریان باستان به طور مرتب حمام می کردند و روغن حیوانی و گیاهی را با نمک های قلیایی ترکیب می کردند تا ماده ای شبه صابون خلق کنند. در برخی دیگر از اسناد کشف شده مصریان باستان ذکر شده که آنها در تهیه پشم برای ریسندگی از موادی مثل صابون استفاده می کردند. جالینوس ساختن صابون با استفاده از قلیاب را شرح می دهد و آن را برای شستشو و دور کردن آلودگی از لباس و بدن تجویز می کند. طبق گفته جالینوس بهترین صابون برای آلمان بود؛ و صابون فرانسه رتبه دوم را دارا بود. اولین نمونه از صابون واقعی به عنوان پاک کننده ثبت شده در تاریخ همین است.
 5. کشتی سازی

 

 قدیمی ترین کارگاه های کشتی سازی 2400 سال قبل از میلاد در بندر هاراپان در زندکی لوتال در گجرات هند برپا شدند. کشتی سازی های لوتال مربوط بودند به مسیر باستانی رود سابارماتی روی مسیر تجاری بین شهرهای هاراپانی در سند و شبه جزیره Saurashtra، وقتیکه بیابان محصور Kutch بخشی از دریای عربی بود. معماران لوتال پیشرفت های برجسته ای در ساخت کارگاه کشتی سازی و انباری که به منظور استفاده در راه اهداف تجارت آب به کار می رفت را به نام خود ثبت کردند. لنگرگاه در دامنه شرقی شهر ساخته شد و باستان شناسان به آن به عنوان یک اثر برجسته معماری با عالی ترین سبک معماری می نگرند. این لنگرگاه دورتر از سرچشمه اصلی رودخانه قرار دارد که از رسوب گرفتن و مسدود شدن آب جلوگیری می شود اما دسترسی به کشتی را حتی در بالاترین حالت مد آب به خوبی تامین می کند. نام شهر باستانی یونانی ناپاکتوس « Naupactus» به معنی کارخانه کشتی سازی است. شهرت شهر ناپاکتوس به افسانه های گذشته مربوط می شود، وقتی که Heraclidae (اولاد هرکول) در آنجا ناوگانی برای رزم با پلوپونسوس ساختند.
4. آینه طبی یاسکپولوم (وسیله معاینه از طریق سوراخ های بدن)

    

 یاسکپولوم (معادل لاتین برای «آیینه») نوعی ابزار پزشکی که برای معاینه از طریق سوراخ های بدن مورد استفاده قرار می گیرد و شکل آن هم بستگی به سوراخ های آن ناحیه از بدن دارد که قرار است برای آنجا استفاده شود. رومی ها از آیینه واژینال استفاده می کردند و نمونه های دست سازی از آیینه ها در پمپئی یافت شده است. ابزارهای اصلی در حفاری های خانه ساراگون در پمپئی یافت شد، پس به خاطر یافت شدن این ابزار در خانه اش مشهور شد. این ابزار عبارت بود از یک priapiscus با 2 (یا گاهی اوقات 3 یا 4) دریچه کام و زبانه ای که با یک دسته با مکانیزم پیچی باز و بسته می شود، تنظیماتی که در یاسکپولوم قرن 18 اروپا نیز یافت شد. سورانوس اولین نویسنده ای است که نظرش نسبت به یاسکپولوم بخصوص از نوع واژینال را ذکر کرده است. نویسنده های Graeco-Roman که از امراض زنانه و مامایی می نویسند بارها استفاده از این ابزار را برای تشخیص و درمان بیماری های رحم و واژن توصیه کرده اند، و حالا این ابزارها یکی از نادرترین ابزارهای پزشکی شناخته شده اند.
3. رزین عمل آمده

 

اگرچه ولکانش اختراع قرن 19 بود، تاریخچه رزین با مصارف دیگر به زمان پیش از تاریخ برمی گردد. واژه Olmec در زبان آزتکی به معنای «مردم رزینی» می باشد. مردم نیمه آمریکایی زمان باستان، واژه لاستیک « latex» را از کلمه Castilla elastic نوعی درخت رزینی آن منطقه استخراج کردند. سپس آب انگور محلی با این شیره گیاهی مخلوط شد تا رزین عمل آمده در 1600 قبل از میلاد خلق شود. مدارک باستان شناسی دال بر این است که رزین در دوره های گذشته مورد استفاده این آمریکایی ها بوده است- نمونه اش دوجین توپی است که در باتلاق Olmec El Manati یافت شده است. تا 3000 سال بعد و زمان پیروزی اسپانیا رزین از مناطق گرمسیری به سراسر Mesoamerica صادر می شد. اگرچه پیکرنگاری نشان می دهد استفاده های متعددی از رزین می شده است اما مصرف اولیه آن در توپ هایی بوده است که یا برای هدیه گرفتن استفاده می شدند و یا در بازی های توپی آیینی به کار می رفتند.
2. چتر

 در مجمسه های نینوا بارها سایبان دیده شده است. اوستن هنری لایارد عکسی از یک نقش برجسته ارائه می دهد که در آن پادشاهی در یک ارابه با چتری بالای سرش ایستاده است، همراه با یک خدمتکاری که چتر را بالای سر او نگه داشته است. در قسمت پشتی سایبان نیز پرده ای است که آن را جمع می کند، درست مثل نمونه هایی که ما امروزه استفاده می کنیم. این وسیله منحصرا به پادشاه تعلق داشت (کسی که طاس هم بود) و هرگز توسط افراد دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفت. در مصر سایبان با شکل های متفاوتی پیدا شده است. در برخی نمونه ها شبیه یک بادبزن است، بادبزنی با برگ های خرما یا پرهای رنگین که دسته بزرگی به آن وصل شده است، شبیه آنهایی که در اجتماعات پشت سر پاپ نگه داشته می شوند. مفسر قرن دوم چینی فو شیان اضافه می کند که این چتر تاشوی ارابه وانگ مانگ بندهایی داشته که آن را جمع و باز می کرده است.
1. خمیردندان

 

 قدیمی ترین اشاره به خمیردندان مربوط می شود به نسخه های خطی مصری مربوط به قرن 4 بعد از میلاد که در آن مخلوطی از گل های زنبق و سوسن تجویز شده است. فرمول ساخت بیشتر خمیردندان های اولیه بر پایه ادرار بوده است. باوجود این خمیردندان ها یا پودرها تا قرن 19 میلادی در مصرف عموم مردم قرار نگرفت. یونانی ها و سپس رومی ها با اضافه کردن پاک کننده هایی مثل استخوان های خرد شده یا پوست های صدف ساختار خمیردندان را بهتر کردند. در قرن 9 «زیریاب» موسیقی دان و طراح مد ایرانی به خاطر اختراع نوعی خمیردندان مشهور شد. که درسرتاسر اسپانیای اسلامی معروف شد. ترکیبات دقیق این خمیر دندان اکنون ناشناخته است، اما گزارش شده که هم مواد اساسی تمیز کننده و هم طمع دهنده را دارا بوده است.

کتیبه دختر گبر اقلید

کتیبه نگاشته شده بر گودالی که مردم محلی به آن گودال دختر گبر می گویند از جمله اسناد تاریخی دوران ساسانی است که تا به امروز همچنان مهجور مانده است.

شهر اقلید مرکز شهرستان‌ اقلید است‌ و در ارتفاع‌ 2250متر از سطح‌ دریا قرار دارد.

یکی دیگر از اسناد تاریخی که بر سنگ‌های اقلید نقش بسته کتیبه‌ای است مشهور به کتیبه دختر گبر. وقتی از شهر آباده به سمت اقلید حرکت می‌کنید در نیمه‌های راه، سمت چپ جاده چند تپه را می‌بینید که پای یکی از آنها امامزاده‌ای قدیمی به چشم می‌خورد. از اینجا به بعد از جاده خبری نیست و باید پای پیاده سفر کنید. پس از آن که امامزاده را پشت‌سر گذاشتید در دامنه یکی از تپه‌ها به نام تل فلات، گودالی را می‌بینید که مردم محلی آن را حوض دختر گبر می‌نامند. بر دیواره این حوضچه کتیبه‌ای نوشته شده که بخشی از شناسنامه و سند هویتی اقلید به شمار می‌آید. این گودال در اصل دخمه‌ای بوده که یکی از افراد مهم و سرشناس در دوره یزدگرد سوم ساسانی در آنجا دفن شده است. در آن زمان این حوضچه دارای سرپوش سنگی بوده و شکل خاصی از نحوه دفن مردگان را در آن زمان نشان می‌دهد.

در نمای جلوی آن در قابی 160*56 سانتیمتری نبشته ای در 21 سطر عمودی حک شده است. کتیبه حوض دختر گبر به صورت عمودی بر دیواره خارجی گودال، به خط پهلوی ساسانی نوشته شده است. از آنجا که این سنگ‌نوشته به صورت عمودی و با خط شکسته نوشته شده، همراه با سنگ‌نوشته‌های دربند قفقاز و چند نبشته در حوالی تخت جمشید از مهم‌ترین کتیبه‌های ساسانی، در این سبک خاص به شمار می‌روند.

اگرچه 8 سطر آغازین این کتیبه آسیب زیادی دیده، اما بقیه آن خوانده و ترجمه شده و شامل موضوعاتی است مانند نام و نسب متوفی ، تاریخ نگاشته شدن کتیبه (11 آبان سال ششم یزدگردی)، نام کسی که دستور به ساخت این مقبره را داده و اشاره به این که شخص درگذشته را چگونه مطابق‌ آیین‌های مرسوم زمان خود به خاک سپرده‌اند.

اگرچه 8 سطر آغازین این کتیبه آسیب زیادی دیده، اما بقیه آن خوانده و ترجمه شده و شامل موضوعاتی است مانند نام و نسب متوفی ، تاریخ نگاشته شدن کتیبه (11 آبان سال ششم یزدگردی)، نام کسی که دستور به ساخت این مقبره را داده و اشاره به این که شخص درگذشته را چگونه مطابق‌ آیین‌های مرسوم زمان خود به خاک سپرده‌اند.

همانطور که گفته شد بخشی از هشت سطر نخست نبشته آسیب دیده است.تاریخ نبشته 11-12 آبان از ششمین سال فرمانروایی یزدگرد است.با توجه به سبک قبر احتمالا این نبشته مربوط به زمان یزدگرد سوم است.

این حوض سنگی در نبشته یاد شده دخمه نامیده می شود.هومباخ به این نتیجه رسیده که دخمه در اصل آرامگاه محصور است. به این ترتیب در حوض سنگی، یک نفر به راحتی می توانسته است با زانوی جمع شده دفن شده باشد.در روزگاری این حوض سرپوشی از تخته سنگ داشته است. این کتیبه قدیمی ترین کتیبه سنگ مزار کشف شده در ایران به خط پهلوی است که متن آن از قرار زیر است:

 

ترجمه متن

1.       این دخمه

2.       .......

3.       بابکان

4.       یکم

5.       ....

6.       ......

7.       ......

8.       زرتشتیان

9.       وبیشاپور

10.   مرزبان فرمود

11.   ساختن و این ماه

12.   آبان در

13.   سال 6 یزدگرد

14.   شاهان شاه

15.   وروزخور به بخت

16.   شد و روز ماه

17.   تنی به این آیین را

18.   به دخمه نهاده و

19.   خواسته(ای) به ارزش

20.   12000 مزد

21.   فرمود دادند

متاسفانه این مکان تاریخی از آن جمله اماکن با ارزش است که بر اثر بی توجهی مسئولین سازمان میراث فرهنگی، نه تنها گمنام و مهجور مانده بلکه متاسفانه  بعضی از مردم از آن به عنوان دستشویی استفاده می کنند، و این مایه بسی شگفتی و شرمساری هر ایرانی و فرهنگ دوست است. تحقیقات در مورد این بنا با قدمتی نزدیک به دو هزار سال بسیار کم انجام شده و کاربرد و عملکرد آن تا به امروز در هاله ای از ابهام باقی مانده است.

آتشکده در ایران باستان


آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.

موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.

اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.

آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.

در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.

در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.

این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.

به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.

اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.

نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.

بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.

تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.

در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.

در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.

تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند

به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.

شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.

در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.

آتشکده فرنبغ فیروز آباد

آتشکده فرنبغ فیروز آباد

آتشکده مجاور کاخ اردشیر بابکان در فیروز آباد

 

در شرق بنا یک چهارطاقی دیده میشود و در گذشته آتشکده بوده است .این آتشکده به احتمال زیاد همان آتشکده فرنبغ است که در منابع تاریخی از آن یاد شده است. اکنون این محوطه باستانی درون مزرعه قرار دارد و سمت دیگر بنا یعنی شمال آن یک گورستان معاصر قرار دارد . اهالی شهر به فرض مقدس بودن محل اموات خود را در کنار آن چال میکردند .آتشکده فرنبغ یکی از سه آتشکده مهم ایران باستان است

شهر گور

شهر گور

شهر گور در همسایگی کاخ اردشیر بابکان قرار دارد و مشخصه معماری اشکانی میباشد. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در زمان اشکانیان شروع به ساخت آن نمود. این شهر مانندشهرهای دیگر اشکانی بر نقشه دایره استوار شده است. پیاده کردن دایره ای به این عظمت بدون داشتن عکس هوایی و دوربین های نقشه برداری در حدود هزار و هشتصد سال پیش کار پیچیده ای بوده که نحوه انجام آن بر ما مشخص نیست .وجود برج در مرکز دایره نیز شاید دلیلی برای پیاده سازی این دایره باشد

در جنوب قلعه دختر شهر اردشیر قرار دارد که اکنون به شهر گور مشهور است. مانند بسیاری از شهرهای باستانی ایران شهر به صورت دایره است و دو دیوار حایل دارد. ساخت شهر به زمانی باز میگردد که اردشیر بر شاه اشکانی پیروز شد و ایران را مطیع خود کرد، یعنی آغاز سلسله ساسانیان. در این شهر برج بلندی قرار دارد که ارتفاع آن بیش از 30 متر است و دلیل ساخت آن برای ما مشخص نیست. این برج در نقطه ای قرار دارد که چهار خیابان اصلی شهر به هم میرسند. دیوار داخلی از مرکز شهر 450 متر فاصله دارد و دیوار بیرونی کمی بیشتر. نکته قابل توجه اینکه این شهر تاکنون حفاری نشده است و نمیتوان به درجه اهمیت باستان شناسی آن پی برد و مورد عجیب آنکه در سطح این شهر بر خلاف دیگر محوطه های باستانی سفال و شکسته های کوزه به چشم نمیخورد! در کنار برج یک میدان سنگی مرتفع قرار دارد که احتمالا مرکز شهر بوده است