| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
درخت کهنسال طاقبستان.رحمت




نمای زیبا از کوه آرارات منطقه ازاد ماکو مرز ایران وترکیه در آذربایجان غربی ،دشت وسیع بورالان،تابستون ٩٤


بَختَک در افسانهها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که
شبها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس
هممعنی دانستهاند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی
نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان چیره میشود و تمام بدن را در اختیار
گرفته و قفل میکند، درین حالت انسان فقط نظاره گر ناتوانی خود است. ترسی
بدون دلیل وجود انسان را در بر میگیرد و انسان توان کوچکترین واکنشی نسبت
به این ترس ندارد.در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد
مینشیند و تمام وجود انها را فلج میکند. شاید ترس انسان گرفتار این موجود
نیز بدلیل این است که حضور انرا بر روی خود احساس میکند ولی نمیتواند
انرا ببیند. برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان رخنه میکند و
بدن را در اختیار میگیرد. اصطلاح «بختک روی زندگیش افتاده» نیز ازین جا
وارد ادبیات فارسی شدهاست.
بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر بینی او را بینداخت، و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینی ئی برای خود ساخت. فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافتهاست چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او میجهد. اگر در آن حال خفته بیدار شده چنگ در بینی او اندازد فرنجک از بیم آن که بینیش کنده شود گنجی از گنجهای اسکندر را که میشناسد رشوت خواهد داد تا دست از بینیش بردارد. بختک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده میشود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درختها و در جنگلها و باغها میگردد. ظاهرأ این اعتقاد از ناآگاهی عوام به گاز کربنیکی که شبها از گیاهان متصاعد میشود و کسی را که در جنگل یا در زیر درخت خفته باشد به خفقان میافکند ناشی شدهاست.برخی افراد معتقدند، در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت، میتوان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند

در فرهنگ ملل
در زبان آلمانی به این نامها نیز معروف است:
Mahr – Schrätel – Alb – Alf
آلمانیها نیز همانند فارسی زبانان مثلی مترادف دارند:
Es lag mir wie ein Alp auf der Brust
مثل بختک (با سنگینی جثه به روی کسی یا چیزی افتادن)
انگار
خواب میبیند. ولی نه. میخواهد از ترس فریاد بکشد ولی دست و پایش را
زنجیر کردهاند و راه گلویش را بستهاند. انگار چیزی روی سینهاش سنگینی
میکند. از شدت وحشت تمام بدنش فلج شده و تکان نمیخورد. خوب که نگاه
میکند میبیند چیزی شبیه یک موجود وحشتناک و گاهی پشمالو روی سینهاش
نشسته و گویی جان او را میگیرد. خواب شیرین از آن دسته چیزهایی است که
خیلیها آرزویش را دارند ولی دستشان از آن کوتاه است. از تمام بیخوابیها و
مشکلاتی که شبانگاهان به سراغمان میآید بگذریم، چیزی هست که خواب را به
کام انسان زهر میکند و آن چیزی نیست جز بختک. کابوسی که تاکنون بسیاری آن
را تجربه کردهاند. شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که بختک به
سراغتان آمده است. نام بختک به این دلیل روی این کابوس گذاشته شد که از
گذشته افراد بر این باور بودند که عجوزهای زشت صورت، شبها بدن جسمانی خود
را ترک کرده و روی سینه قربانی خود مینشیند. فرد قربانی در چنین حالتی با
احساس وحشت و در حالی که به سختی نفس میکشد از خواب بیدار میشود گویی
چیزی سنگین روی سینهاش سنگینی میکند و قادر به حرکت نیست، انگار فلج شده
است. این باور در بسیاری از فرهنگهای دنیا رایج است. در کشور ما هم هنوز
به این حالت سنگینی و وحشت بختک گفته میشود
بختک از نظر علم
فلج
خواب یا به اصطلاح عموم " بختک " با زمینه ژنتیکی در نتیجه استرسهای
روزمره به وقوع می پیوندد و هیچگونه عارضه جسمی در پی ندارد. بختک در واقع
یک نوع کابوس است. خوابی که واکنش احساسی بسیار ناخوشایندی را در فردی که
خوابیده به صورت ترس یا وحشت، درد، احساس افتادن از جایی، غرقشدگی یا مرگ
ایجاد میکند. چنین خوابهایی میتواند با دلایل جسمی همچون تب بالا یا
عوامل روانشناختی چون ضربههای روحی یا استرس در زندگی فرد مرتبط باشد یا
ممکن است دلیل خاصی نداشته باشد. می توان با لمس بدن فرد یا صدا کردن اسم
او، وی را از این حالت خارج کرد. در ضمن گاهی اوقات فرآیندهای ذهنی خواب در
زمان فلج خواب بروز می کند و فرد حتی ممکن است در حالت بیداری و فلج، رویا
ببیند که اکثر این رویاها هشدار دهنده و ترسناکند.
فلج خواب
فلج
خواب(sleep ) به حالت ناتوانی درانجام حرکات ارادی حین خواب اطلاق می
شـود.فلج خواب یـک تـجربـه ی دلــهره آور و هراس انگیزمی بـاشد. فـلـج
خـواب اغـلب اوقات هنگام بیدارشـدن از خـواب و یـا در مـوارد نـادر در لحظه
ی بهخـواب رفتن رخ میدهد. فلج خواب از چند ثانیه تاچـند دقیـقه بـه طـول
می انجامد. 25 تا 30 درصدجـمعیت کشـور حـداقل یکبار در طول زندگی
خوداخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه کرده اند. فلج خوابمیتواند در هر سنی روی
دهد.
علایم فلج خواب:
1- ناتوانی در حرکت دادن تنه، دستها و
پاها و صحبت کردن (فرد از فرط ترس میخواهد فریاد بکشد و برای بیدار شدن
تقلا میکند، اما گویی تلاش وی بی نتیجه است).
2- فلج تمام و یا بخشی از عضلات اسکلتی ی بدن.
3- احساس خفگی و نزدیک بودن زمان مرگ (گویی موجودی روی قفسه سینه ی شما قرار گرفته است).
4- وحشتزدگی و اضطراب.
5-
توهمات خواب(hypnagogic hallucinations): به توهمات شنیداری، دیداری و
لمسی رویا مانند اطلاق می شود. احساس حضور یک انسان دیگر در اتاق، احساس
فشردگی در قفسه سینه، دیدن سایه افراد، دیدن منبع نورانی، شنیدن صدای
افراد، شنیدن صدای قدمهایی که نزدیک میشوند، دیدن شبح، تجربه خروج از بدن،
احساس شناور شدن در هوا، شنیدن صدای بازو بسته .



بعل نام خدایی است که جوامع باستانی بسیاری در سرزمین میانرودان(بینالنهرین)، آنرا میپرستیدند. به ویژه کنعانیان که او را خدای «باروری» و «حاصلخیزی» و از مهمترین خدایان پرستشگاه میدانستند. گرچه واژه بعل که یک اسم عام سامی به معنای «مالک» یا «سرور» است، میتوانست به هر خدا یا انسان صاحبمقام و یا مخلوقی نسبت داده شود، لیکن این بیثباتی در بهکار بردن واژه بعل، مانع اطلاق آن به خدایی با صفات متمایز نمیشد. بعل، فینفسه در مقام خداوندِ باروری گماشته شده بود و در آن حیطه، «شاهزاده، ارباب زمین» خوانده میشد. او را همچنین خدای باران و شبنم خطاب میکردند، دو قالبی از رطوبت که برای باروری و حاصلخیزی خاک سرزمین کنعان، لازم و حیاتی بود. در زبان اوگاریتی و در کتاب عهد عتیق عبری، بعل (בעל) که خدای طوفان لقب گرفته، بر ابرها سوار است. بعل یکی از سه خدای بزرگ که مورد پرستش همهٔ سومریان بود، خدای زمین که صورت اکدی بَعل سامیهای عربی است. دو خدای دیگر آنو و اآ به ترتیب آقای آسمان و صاحب درهٔ عمیق هستند