سفال در ایران باستان

کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است.
در
شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده
می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با
دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در این صنعت
به وجود آورد.
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء
دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز تا دره سند را از
زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع
یافت شده در شیوه و سبک ساختـن، تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و
در سطح فـنی به طرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از
شوش - در ایلام - که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود
بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه
هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و
از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و
تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در
تـرکستان روسیه است، جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـه
نام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است در حدود 3500تا 2500سال پـیش
از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید �%

دیوار بزرگ اسکندر یا دیوار سرخ که در متون قدیمی با نام مار سرخ نیز نامیدهشدهاست دیواری تاریخی است که از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوههای گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه مییافتهاست.


در
سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسیر دیوار در و محدوده کانال
آبیارى و زهکشى سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ دیوار آب سد از طریق دو
کانال از زیر دیوار هدایت شد. بعد از آن در سال 1381 ، دیوار در شش فصل
کاوش شد که اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى که هم اکنون
باستانشناسان طول دیوار را 200 کیلومتر میدانند. از آنجایى که در برخى از
نوشتههاى این دیوار تا مرو ادامه داشته ، باستانشناسان احتمال میدهند
طول دیوار بیشتر از 200 کیلومتر باشد که در کاوشهاى آینده به جواب آن
خواهند رسید. همچنین تا قبل از تخمین زده میشد اما بر طیق آخرین نمونههاى
آزمایش شده در آزمایشگاههاى معتبر این دیوار مربوط به دوره ساسانى است.
دیوار گرگان در مناطق کوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ
آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتیمتر در دهها کوره آجرپزى پخت میشده است.
بسته به خاک منطقهاى که آجر پخته میشد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق
میکند. خندقى 30 مترى هم در جلوى دیوار کنده شده که آب از طریق آن به
دشتها و کورههاى مسیر مى رسید. از ارتفاعات پیشکمر تا روستاى زاو در پارک
ملى گلستان که 35 کیلومتر است بخشهایى از دیوار سالمتر باقى مانده و با
حفارى در چندین نقطه خوشبختانه بقایایى دیوار از زیر خاک بیرون آمده است.
در کاوشهایى که تا کنون انجام شدهاست 2 هزار متر مربع از دیوار حفارى
گردیدهاست که درپیآن یک آتشگاه و استراحتگاه سربازان که فضا وابسته به
دیوار بوده کشف شدهاست. همچنین دو قلعه از حدود 38 دژ تخمین زده در طول
دیوار کاوش شده که به نظر محل سکونت سربازان بوده است. قلعهها از
اندازههاى 120 در 120 متر شروع و بزرگترین آن به 240 در 300 متر میرسید.
اکنون براى حفاظت دیوار در قسمتهایى از آن در دو طرف دیوار میله گذارى
انجام شده تا حریم دیوار حفظ و از خرابى آن جلوگیرى شود. راندن خودروها بر
روى آجرهاى ریخته از دیوار موجب شکستن و از بین آنها میشود و بعضى از
اهالى از آجرهاى دیوار براى ساختمانسازى خود استفاده کردهاند. همچنین
رعایت نکردن حریم دیوار از سوى سازمانهاى دولتى خسارتهاى فراوانى را به
دیوار زده است.
بر طبق گزارشات مردمى نمونههایى از آجرهاى دیوار نزدیک
ساحل دریاى خزر و در داخل خلیج گرگان دیده است. در فصل آینده کاوش باستان
شناسان قصد دارند باستانشناسى زیر آب دریاى را با کمک غواصان انجام دهند
تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده دیوار گرگان را در زیر آب بدست آورند.
گفتنى است دیوار تمیشه دیوار دیگرى در جنوب دیوار بزرگ گرگان است که بخش
شمالى آن در خلیج گرگان وجود دارد و احتمال اینکه دیوار بزرگ گرگان و تمیشه
زمانى یک دیوار بوده است.

قلعه
الموت در شمال شرقی روستای گازرخان(قصر خان) و بر فراز صخره ای به ارتفاع
۲۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمینهای پیرامون خود 200 متر و
گسترده دژ 20000 متر مربع میباشد قرار دارد. این کوه از نرمه گردن (میان
نرمهلات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخرههای
پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی
کشیده شدهاند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به
قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصلهای نسبتاً زیاد
بر آن مشرف است. . این قلعه یکی از جاذبههای گردشگری استان قزوین محسوب
میشود.
قلعه
الموت یک قلعه هست و تمامی قلاع باستانی محل زندگی پادشاهان و حاکمان بوده
است و تمامی این حکام برای خود دفینه های سنگینی داشتند که در بهترین و
محکمترین و امن ترین جای اون قلعه نگهداری میکردند . البته بسیاری از قلعه
ها بعد از حمله پادشاهان دیگر به تسخیر درامده و همه اموال و گنج های انها
مصادره میشد و بعدا به جاهای دیگری انتقال داده میشد.
در مورد این قلعه هم وضع به همین منوال بود ممکن هست دفینه اش سرجایش باشد و ممکن هست توسط یاغیان تسخیر شده .
البته اگر بوده توسط دولت برداشت شده چرا که این قلعه ثبت شده هست و تمامی اطلاعات آن استخراج شد.
◄ تعیین سن به روش کربن 14:
امکان استفاده از اتم برای اندازه گیری دورانهای زمین شناسی ابتدا به وسیله گروه پیشتازان علوم هسته ای، ماری و پیرکوری تشخیص داده شد. کار از جایی شروع شد که آنها پی بردند که برخی از اتمها رادیواکتیو هستند و خود به خود از طریق خاصیت کاهش تدریجی رادیواکتیو با یک میزان ثابت و منظم تبدیل به اتم عنصر دیگر میشوند.
آنها چنین استدلال کردند که اگر مقدار مشخص از عنصری تبدیل به عنصر دیگر شود و عوامل خارجی مثل گرما، رطوبت و...در آن تأثیر نداشته باشد، این امکان وجود دارد که مدت زمان تحمل جسم را بتوان محاسبه نمود. این کشف اساس استفاده از ساعتهای اتمی است. در واقع نیمه عمر عناصر رادیواکتیو اساس "ساعت اتمی" را تشکیل می دهد.
اگر مقدار معینی از عنصر رادیواکیتو یک نیمه عمر خود را طی کرده باشد فقط نصف تعداد هسته های خود را خواهد داشت و نصف دیگر آن به هسته های عنصر دیگر واپاشی کرده است. جدول زیر نشان می دهد که پس از گذشت زمان چه مقدار از عناصر ماده اولیه باقی مانده است. ( اگر نیمه عمر ماده را T بگیریم)
|
مقدار ماده باقی مانده از عنصر اولیه |
زمان طی شده |
|
1/2 1/4 1/8 1/16 1/32 1/64 1/128 |
T 2T 3T 4T 5T 6T 7T |
با مشخص کردن اینکه چه مقدار از هسته ای رادیواکتیو باقی مانده است متوجه میشویم که چند نیمه عمر ماده سپری شده و چون نیمه عمر عناصر را میدانیم به راحتی میتوانیم سن نمونه را محاسبه نماییم. به کمک زمان سنجی 14C طول عمر اجسام را تا 60000 سال می توان تعیین کرد. نیمه عمر 14C در حدود 5760 سال است و در رسوباتی که بیش از 40000 سال عمر داشته باشند تمامی 14C به 14N تبدیل گشته و لذا 14C کلا از بین رفته و ناپدید شده است. لذا این متد اغلب در باستان شناسی و تعیین سن رسوبات عهد حاضر بکار میرود. زمانی که نوترونهای پرتوهای کیهانی در اتمسفر با نیتروژن های 14 برخورد میکنند. به طور مداوم 14C تولید میشود.. 14C با اکسیژن هوا ترکیب و به گاز کربنیک تبدیل و جذب گیاه شده و در ترکیبات بدن موجود زنده ذخیره میگردد. به این ترتیب 14C در تمام موجودات زنده راه پیدا می کند. پس قسمتی از همه کربن های موجود در بدن موجودات زنده 14Cاست که نسبت تمرکز آن هم مقدار ثابتی است. چون کربن ذخیره شده در بدن موجودات زنده خاصیت رادیواکتیو داشته و ناپایدار است، پس از مرگ موجود زنده به تدریج تجزیه میگردد. 14C با مرور زمان واپاشی کرده و تبدیل به عناصر دیگر میشود. زمانی که یک موجود زنده می میرد و یا گیاهی خشک میشود، دیگر 14C جدیدی به طبیعت اضافه نمیشود اما 14C های قدیمی شروع به واپاشی میکنند.
برای اندازه گیری بقایای 14Cموجود در یک تکه چوب میتوان آن را تجزیه نمود و عمرش را با دقت خوبی تعیین کرد. این امر، زمان شکسته شدن یا بریده شدن تکه چوب از درخت را مشخص میکند. برای جدا کردن 14C از دیگر عناصر، چوب را می سوزانند تا به صورت گاز متان یا اتان دربیاید گاز حاصل را که دارای 14C است به مدت یک ماه درون یک محفظه نگه می دارند در این مدت ترکیبات اورانیوم که ممکن است باعث اندازه گیری غیر واقعی عمر شوند واپاشیده شده و مقدارشان به حداقل می رسد. سپس بوسیله دستگاهی میزان تشعشع اتم های 14C موجود در نمونه را بررسی میکنند. و به این ترتیب عمر نمونه را مشخص میکنند. با وجود همه امتیازاتی که زمان سنجی 14C داراست محدودیت هایی نیز دارد. همانطور که گفته شد 14C نیمه عمر نسبتاً کوتاهی دارد و فقط جهت تعیین طول عمرهایی تا 60 هزار سال قبل مفید است. برای عمرسنجی موارد قدیمیتر باید از دیگر عناصر رادیواکتیو که نیمه عمر بیشتری دارند استفاده کرد. که البته اساس کار این زمان سنجی ها هم کاملاً مشابه 14C است.
به غیر از کربن 14 عناصر دیگری نیز در زمان سنجی بکار می روند که عبارتند از: اورانیوم 238 ( 7238) که پس از چندمین مرحله واپاشی به سرب 206 (Pb206) تبدیل میشود. اورانیوم 235 (7235) که به سرب 207 (pb207) توریوم 232 که سرب 208 و پتاسیم 40 که به آرگون 40 تبدیل میشود.
◄ تعیین سن به روش پتاسیم– آرگن:
سنگها و یا کانیهایی را که حاوی پتاسیم بوده و قابلیت نگهداری گاز آرگون آنها نسبتا خوب باشد میتوان به روش پتاسیم– آرگن تعیین سن نمود. پتاسیم عنصری است آلکالی و از نظر فراوانی در پوسته زمین هشتمین عنصر محسوب می گردد. و آرگون عنصری است که در طبیعت به حالت گاز یافت میشود. در اثر تشعشع رادیواکتیو پتاسیم به آرگون تبدیل میشود.
این روش بیشتر برای تعیین سن سنگهای پوسته مناسب است و باید سنگ یا کانی گاز آرگون خود را از دست نداده باشد و یا دگرگون نشده باشد. اگر کانی رخ کامل یا پرتیت داشته باشد، آرگون از لابه لای آن فرار میکند. پتاسیم دارای سه ایزوتوپ 41K ، 40 Kو 39K می باشد و ایزوتوپهای آرگون شامل 40Ar ، 38Ar و 36Ar میباشد.
کانی و یا سنگی برای تعیین سن به روش K-Ar مناسب است که دارای ویژگیهای زیر باشد:
_ میزان پتاسیم آن متناسب با سن سنگ باشد، به هر اندازه سن سنگ و یا کانی کمتر باشد باید میزان پتاسیم بیشتر باشد
_ قابلیت نگهداری آرگون آن در حد خوبی باشد
_ فاقد آلتراسیون و هوازرگی باشد
_ تحت تاثیر پدیده های حرارتی قرار نگرفته باشد
_ در صورت داشتن حفرات، توسط کانیهای ثانویه پر نشده باشد
_ بافت دانه ریز یا شیشه ای داشته باشد
سنگهایی مثل سانیدین، آنورتوکلاز، پلاژیوکلاز، لوسیت، نفلین، بیوتیت،فلوگوپیت، موسکویت، هورنبلند، گلاکونیت و دیگر سنگهای حاوی پتاسیم در این روش به کار میروند. میزان پتاسیم موجود در هر کانی تعیین کننده محدوده زمانی خواهد بود که میتوان از آن استفاده نمود. هر اندازه میزان پتاسیم در کانی بیشتر باشد نظیر سانیدین و لوسیت از آن برای سنهای جوانتر و در صورتی که پتاسیم آن پایین باشد نظیر بیوتیت برای سنهای قدیمی میتوان استفاده نمود.
ارتوکلاز و میکروکلین برای تعیین سن به روش K-Ar مناسب نیستند زیرا این دو کانی نمیتوانند آرگون تولید شده را در دمای معمولی به خوبی در خود نگه دارند و در میکروکلین پرتیت وجود دارد. سانیدین و آنورتوکلاز برای تعیین سن سنگهای آتشفشانی به کار میروند.
پلاژیوکلازهای حرارت بالا که در سنگهای آتشفشانی تشکیل میشوند آرگون را به خوبی در خود نگه میدارند لذا مناسب برای این روش هستند ولی پلاژیوکلازهای حرارت پایین که در سنگهای آذرین درونی تشکیل میشوند مناسب نیستند. زیرا کانیهای حرارت پایین نسبت به دگرگونی حساس هستند و خیلی زود آرگون را از دست میدهند. پلاژیوکلازها برای تعیین سن سنگهای آتشفشانی قدیمیتر از پلیوسن استفاده میشوند.
لوسیت و نفلین کاربرد محدودی دارند. زیرا به ندرت در سنگها دیده میشوند. بیوتیت در شرایط زمین شناسی آرگون را به خوبی در خود نگه میدارد و برای تعیین سن سنگهای مختلف میتوان از آن استفاده کرد.
گلاکونیت تنها کانی است که به کمک آن بعضی از سنگهای رسوبی را میتوان تعیین سن نمود. و برای سنهای چند میلیون تا میلیارد سال میتوان از آن استفاده کرد.
هورنبلند برای تعیین سن سنگهای اواسط دوران سوم و قدیمتر مناست است. هورنبلند از نظر نگهداری آرگون مقاومترین کانی است لذا کانی بسیار مناسبی برای این روش است. در سنگهای آذرین درونی از اختلاف سن بین بیوتیت و هورنبلند زمان تبلور ماگما را میتوان بدست آورد.
شیشه های طبیعی نظیر ابسیدین را نیز میتوان به روش K-Ar تعیین سن کرد. شرط اساسی جوان بودن شیشه و عدم تغییرات شیمیایی و فیزیکی آن است.
تعیین سن به روش K-Ar بر اساس تمام سنگ انجام میشود اما در اکثر موارد سن آن کمتر از سن تعیین شده بر اساس کانیها است. این روش برای تعیین سن سنگهای آتشفشانی و گاهی دگرگونی کاربرد دارد.