

عجایب ستاره شناسی در مصرباستان

ستاره پرستی در مصر باستان
آسمان
در قرون گذشته در مصر باستان دارای اهمیت بسیاری بوده است ، خورشید ، نظام
ستارگان و ماه همیشه برای بشر اعجاب انگیز بوده و همیشه در ذهن او
سئوالاتی را به وجود می آورد . خورشید و ستاره پرستی هم در مصر ، یونان ،
ایران و هند رواج بسیار داشته و هر کدام برای خود نامهای بسیار داشته اند .
خورشید به عقیده مصریان هر روز صبح تا مغرب به دنیای زندگان نور وبرکت می
بخشیده و در شب به دنیای مردگان رفته و آنها را از نور وبرکت خود بهره مند
می ساخته است
ستاره پرستی در مصر باستان
اقوام و ملل قدیم هر یک از
موجودات آسمانی را خداوندی زنده و صاحب عقل و تدبیر می پنداشتند و در این
موضوع هرگاه در میان آنها اختلافی پدید می آمد مربوط به بتقدم و تاخری است
که نسبت بعضی از ستارگان قائل می شدند از آنجمه بعضی خورشید و بعضی دیگر
ماه و برخی ستاره درخشنده صبح موسوم به شعرای یمانی یا " کاروانکش " و
بالاخره برخی آسمان را در درجه اول از پرستش قرار می دادند و حتی اقوامی که
ستارگان را به طور کلی می پرستیدند ستاره پرستی را دین و آئین خود می
پنداشتند و به نام " صابئی " نامیده می شدند .اکثر تصویر ها و نقش ونگارها
که از دنیای قدیم بدست آمده حکایت دارند که انسان در زمان باستان اغلب
ستاره ها را می پرستیدند و از این جهت است که " اورانیسم " یا آسمان پرستی
قدمت تاریخی دارد و این افراد خود را از ابتدای امر خود را به خورشید
وابسته میدیدند و به خورشید احترام مخصوصی قائل بودند و نه تنها نسبت به ان
بلکه نسبت بهمه ستارگان پرستش می کردند و از میان آنها ستارگان " منطقه
البروج "که معبر و مسیر خورشید را حراست مینمودند توجه آدمی را به خود
بیشتر جلب می کردند . بنابراین آسمان پرستی در ذهن انسان همه وقت نفوذ
داشته است واز اینجت ، به گفته "ژوزفوس "تصویر بروج دوازده گانه خورشید از
قدیم الایام در پرده معبد بیت المقدس نقش شده و در عصر حاضر نیز در دیواره
اکثر کلیساهای مسیحی دیده می شود . این بروج خورشیدی در قسمت شرقی کلیسای
بزرگ " شاتر " در سنگ تراشیده شده و چهار الهه مصری در جهات شمال و مشرق و
جنوب و غرب از بروج دوازده گانه نگهداری می کنند . مصریان عقیده داشتند که
ساهو یا روح اوزیریس در ستاره " اوریون " اقامت دارد اما در برابر درخشندگی
شعرای یمانی یا ستاره کاروانکش " سیریوس " " پرنور ترین ستاره آسمان "
جلوه ای و نمودی نداشته است و بهمین جهت است که این ستاره را مصریان می
پرستیدند و بنام پادشاه ستارگان می نامیدند و در بعضی از کتیبه ها درج شده
که هرگاه این ستاره تیره شود سعادت و خوشی از روی زمین محو میگردد .
پرستش
جانوران در مصر باستان رواج داشت اما این جانوران امثال سگ ، شیر ، شاهین ،
گربه ، افعی یا ماهی را در آسمان با یکی از ستارگان تطبیق میکردند . "
دوپوی " نقل کرده که پرستش یک نوع ماهی ، موسوم به " لیپدوت " در مصر با
پرستش رود نیل ارتباط داشته است . "هردوت " نقل کرده که پرستش این ماهی در
نزد مصریان در واقع از پرستش رود نیل حکایت میکرد . چهار حیوان در مصر
باستان به چهار جهت اصلی وابسته بود اما در کلده چهار ماهی با "او آنس
"خداوند ماهی ها ارتباط داشته و با چهار قمر ، سیاره زحل یا کیوان مطابقت
می نماید . سیاره زهره و ونوس را بنام سیاره مسافرت اوزیریس می نامیدند .
"فرفوریوس
" چنین می نویسد " بغیر از جهانی که در زمین یا در آسمان بچشم دیده می شود
، جهان دیگری وجود ندارد و بغیر از خدایانی که مصریان بشکل ستارگان در
منطقه البروج دیگر آسمان میپرستیدند ، خدایان دیگری وجود ندارد . اشکال
مختلف این ستارگان است که در مقدّرات انسان نفوذ می نماید . "
" کستارد "
معتقد است که تاریخ جهان همان افسانه هایی است که باید در آسمانها خوانده
شود . "ریچر " نقل کرده که آنچه به انسان تلقین شده است از منطقه البروج
ریشه گرفته است " آنبو " یکی از کاهنان مصر باستان در مکتوب خود نوشته است
که خدایان بر حق در جهان همان ستارگان " منطقه البروج " هستند که برجهای
خورشید را پر ساخته اند .
ستارگانی که در برج "سنبله " جمع آمده اند از
چهره "ایزیس " و یا از خود وی حکایت دارند . تصویر ستاره های منطقه البروج
در قسمت خارجی کلیسای نتردام یاریس تراشیده شده است " دوپوی " نقل نموده که
تصویر منطقه البروج بر بالای درب بزرگ کلیسای سن دنیس به اشکال مختلفه نقش
شده است . " کرمون یونانی " عقیده دارد که افسانه اوزیریس یا افسانه های
دیگر در مصر باستان را باید از روی عقایدی که مصریان نسبت به ستاره ها و
رود نیل داشته اند تعبیر و تفسیر نمود .
"جمیسون" چنین می نویسد :"
خورشید وقتی که در برج اسد یا لئو قرار می گرفت بنام " اوزیریس پرستیده می
شد و هرگاه در برج سنبله دیده می شد بنام خواهر وی الهه ایزیس ظاهر می گشت و
در برج عقرب بدوران سلطنت تیفون تعبیر می گشت . "
بنابراین خورشید در
برج حمل بنام " آمون " ، در برج " جدی " بنام " مندِس " و در برج سنبله به
نام ایزیس نامیده می شد . منطقه البرو ج کلدانیان در تحت مراقبت دوازده
خداوند بنامهای مخصوص قرار داشت و هرکدام از بروج دوازده گانه از افسانه
های هندی حکایت دارند . و به این ترتیب خوانده می شوند . " 1_ حمل 2_ثور
3_جوزا 4_سرطان 5_اسد 6_سنبله 7 میزان 8_عقرب 9_قوس 10 جدی 11_دلو
12_حوت .نامهای چینی این برجهای دوازده گانه چنین است : 1_ موش 2_ گاو 3_
پلنگ 4 _ اسب 5_ افعی 6_ اژدها 7_ خرگوش 8_ گوسفند 9 _ میمون 10_خروس 11_
سگ 12 _ خرس و هریک از آنها از هیکل و شکل یکی از خدایان هندی حکایت دارند .
"پلوتارک "از بعضی از روحانیون یونانی نقل نموده که مصریان در دین خودشان
فقط به ستارگان توجه داشته اند .
مصریان نخستین مردمانی بوده اند که زنجیره های علمی را به وجود آورده و دانش ها را با یکدیگرپیوند داده اند. این پدیده در عرصۀ علوم تجربی بیشتر به چشم می خورد . در این زنجیره علوم طبیعی ، ریاضیات، و پزشکی پیوندی ناگسستنی با یکدیگر داشته و لازم و ملزوم یکدیگر شناخته شده اند.

فیزیک،
شیمی، جانورشناسی[۱]، گیاه شناسی[۲]، ازیک سو حساب، هندسه، جبر و مثلثات
از سویی دیگر مکمل یکدیگر بوده اند. دانش پزشکی و داروسازی بطور کلی وابسته
به هر دو رشته یا هر دو مقوله از علوم بالا بوده اند. شاید مصریان به گونه
ای که امزور مطرح و متداول است، در عرصۀ ریاضیات ازجبر و مثلثات سخن نمی
گفته اند،ولی در هنر معماری، هیئت و نجوم و سایر مسائل فنی و حرفه ای از
معادلات و فرمول های مثلثاتی احتمالاً خیلی پیشرفته و اسرارآمیز بهره می
گرفته اند. مصریان در محاسبات نجومی خود از بابلیان بهره گرفته و از به
کارگیری دانش ریاضی غفلت نمی کرده اند.
تاریخ
جهان باستان مصریان را پدیدآورندۀ تقویم می داند. آنان در آغاز طلوع و
غروب آفتاب را ملاک مطالعات نجومی خود قرار داده و حول این محور حرمت می
کرده اند. آنها شبانه روز از طلوع تا غروب آفتاب و تا طلوع بعدی را کوچک
ترین واحد محاسباتی تقویمی خود دانسته و فاصلۀ بین طلوع و غروب آفتاب را یک
روز به شمار می آورده اند. مدت زمان سی بار طلوع و سی بار غروب آفتاب را
یک ماه و دوازده برابر آن را یک سال به شمار می آورده اند. آنها سال را به
۳۶۰ یا ۳۶۵ واحد یا بخش تقسیم کردند مه هر بخش یک شبانه روز است و آن را به
تقسیمات بالا بخش می نموده اند، به سخن دیگر شمار روزه های ماه نزد مصریان
عدد سی بوده است. مصریان سال راابتدا به سه بخش یا مقطع زمانی چهار
ماهه(فصل) تقسیم کردند که منطبق بابالا آمدن و زیاد شدن آب رودنیل و
فرونشستن آن بوده است، فصل (بخش) دوم دورۀ کشت و زرع سالیانه و مقطع (فصل)
سوم هنگام محصول برداری یا درو کردن غلات بوده است.[۳]

تقویم
مصریان در زمان امپراطوری باستان به وجود آمده و تقویم خورشیدی (شمسی)
بوده، ولی با گردش سالانۀ خورشید با محاسبات بابلیان هم آهنگی و انطباق
نداشته است. مصریان به اندازۀ بابلیان پیشرفت در این زمینه نداشته و به
مفاهیم آن چیزی که امروز حرکت وضعی زمین وحرکت انتقالی آن می گویند آشنایی
نداشته اند.آنها ابتدا زمین را هم مانند کرۀ خورشید ثابت و بی حرکت می
دانسته اند. آغاز سال مصریان همان روزی بود که ستارۀ زهزه[۴] همراه و
همزمان با غروب خورشید، می درخشید و در این هنگام معمولاً طغیان رودنیل
صورت می گرفته است. اخترشناسان مصری پس از مشاهدات ومطالعات مکرر دریافتند
که این واقعه هر ۳۶۵ روز یک بار روی می دهد و آن را یکسال یا یک دورۀ ۳۶۵
روزه نامیدند. این اخترشناسان همین مدت زمان را به دوازده بخش تقسیم کردند و
هربخش را یک ماه نامیدند و هر ماه را به سی بخش یعنی یک شبانه روز،با یک
بار طلوع آفتاب (خورشید) و غروب آن وتا طلوع بعدی تقسیمکردند. مصریان با
افزودن پنج روز به عنوان جشن های پایان سال این رقم را به ۳۶۵روز به تقلید
از بابلیان افزایش دادند، ولی این محاسبات نجومی سال مصریان به سال شمسی
(خورشید) به مدت شش ساعت به عقب می افتاد.

در
محاسبات نجومی امروز تقویم سالیانه با پذیرفتن سال کبیسه که ۳۶۶ روز است و
هر چهار سال یک بار اتفاق می افتد، این نقیصه برطرف شده ست. قبطیان خود
نتوانسته بودند این اشکال را برطرف نمایند، از این رو این تقویم طی قرن ها
بیش از پیش با گردش خورشید ناهماهنگ بود واختلاف پیدامیکرد و تنها هر
۱۴۶۰سال یک بار این اختلاف برطرف می شد. این گردش ۱۴۶۰سال وسیلۀ اخترشناسان
مصری کشف و شناختهشد و آن را دوران سوتیس[۵] که واژهقبطی برای ستارۀ زهره
است نام گذاشتند. تقسیم سال به چهار فصل که هر کدام به مدت سه ماه به طول
انجامد ابداع شرقیان است، نه مصریان، منجمان یونانی که خود دانش آموختگان
وپرورش یافتگانی درنزد استادان بابلی وتاحدودی مصری بوده اند،این تقسیم
سالیانه به چهارفصل راجهانگیردانسته اند،ولی این بدان معنا نیست که در فصل
بهار یا تابستان و پاییز و زمستان اقالیم (آب و هوا) و بهتر است بگوئیم
شرایط اقلیمی و آب و هوایی کرۀ زمین یکسان است،زیرا ممکن است در بخشی از
کرۀ زمین تابستان همراه با زمستان در بخش دیگری از این کره باشد.

کنده کاری های شگفت انگیز باستان
از
آغاز تاریخ تا به امروز، بشر نیاز داشته تا وقایع و رویدادهای روزگار خود
را به ثبت برساند، که در گذشته از سنگ نوشته ها و مجسمه ها برای این منظور
استفاده میشد و امروزه به نوعی دیگر. این موارد بیشتر در اماکن مذهبی،
مقبره ها و کاخ ها ساخته می شد که تعداد کثیری از آنها در یونسکو به عنوان
میراث جهانی به ثبت رسیده است.
آرشام (Arsameia ) – کوه نمرود، ترکیه
در
خرابه های آرشام ترکیه، سنگ برجسته ای از دوران کهن یافت شده است که پدر
آنتی خیوس اول،کوماژن، پادشاه میدریداتس (Mithridates) را در حال دست دادن
با هرکول نشان میدهد. این اثر ۳٫۵ متر ارتفاع دارد و تخمین زده میشود که
بین سال های ۳۸-۷۰ قبل از میلاد ساخته شده است.
حجاری Dazu – چین
کنده
کاری های صخره dazu به عنوان پیچیده ترین و نفیس ترین اثر تاریخی بین قرون
۱۳ تا ۱۹ میلادی به شمار می آید. این حجاری ها را میتوان ادغامی روشن از
مذهب و فرهنگ چین به حساب آورد. خوشبختانه به علت شرایط مساعد آب و هوایی
نسبت به دیگر آثار، بهتر حفظ شده است. در این صخره بیش از ۱۰۰,۰۰۰ مجسمه
حکاکی شده و قلم زنی شده با اندازه های مختلف وجود دارد و نور خورشید به
زیبایی در آنجا تلالو میکند.
غارهای Elephanta – جزیره غاراپوری، هند
مجسمه
های معبد Elephanta یکی از هفت عجایب هند بشمار می آید که در قرن پنجم و
به سبک خارق العاده هندی، در کوه غاراپوری ساخته شده است. این مجسمه ها
مظهر خدایان مختلف هندی بشمار می آیند که از جمله آنها میتوان به شیوای سه
سر اشاره کرد که در دیوار حک شده است.
کامل الشکوفه – اسکندریه، مصر
دخمه
های کامل الشکوفه از مقبره ها، مجسمه ها و دیگر مصنوعات باستان تشکیل شده
است. سبک این مصنوعات را میتوان ترکیبی از یونانی، رومی و مصری بشمار آورد.
از این مکان در قرون دو تا چهار میلادی به عنوان گورستان استفاده میکردند.
زیباترین سنگ برجسته و کنده کاری این معبد در قسمت ورودی آن و داخل مقبره
اصلی قرار دارد.
معبد Angkor Wat – کامبوج
این
معبد در قرن ۱۲ میلادی ساخته شده است و به دلیل عظمت و شکوه خود، هر ساله
پذیرای گردشگران مختلفی از سراسر کره زمین است. تصاویر خدایان دین هندو در
دیوار های این مکان حجاری شده که برای ساخت آن از هنرمندان زیادی استفاده
شده است.
کاخ آپادانا – تخت جمشید، ایران
کاخ
آپادانا توسط داریوش کبیر در ۵۱۵ سال قبل از میلاد ساخته شده است. کاخی
باشکوه با ستون هایی عظیم الجثه. تا به امروز ۱۳ عدد از این ستون ها باقی
مانده است. راه پله های این کاخ شامل نقش برجسته هایی از نمایندگان،
سربازان، نگهبانان و ارابه های حامل پیشکش، میباشد. دیوار جلویی کاخ نیز با
تصویر جاودانه ۳۰۰ نگهبان ایرانی زینت داده شده است.
سانچی، هند
سانچی
روستایی کوچک در هند است که به علت بنای یاد بود بودایش شهرت جهانی دارد.
این گنبد بزرگ در قرن سوم پیش از میلاد ساخته شده و چرخه زندگی بودا را به
تصویر میکشد.
Mahabalipuram – هند
مابین
قرون هفتم تا نهم میلادی، یادبود های متفاوتی در اطراف شهر Mahabalipuram
هندوستان ساخته شده بود که امروزه چهارتای آن به عنوان میراث جهانی به ثبت
رسیده است. سرازیری گنگ و مجسمه آرجونا به عنوان بزرگترین سنگ برجسته جهان
بشمار می آید که دارای هواکش نیز می باشد و ۲۹ متر درازا دارد. آرجونا در
سمت چپ معبد قرار دارد و در سمت راست نیز فیل هایی تمام قد را میبینیم که
لشکری آنها را حمایت میکنند.
طاق بستان – کرمانشاه، ایران
حجاری
های طاق بستان در امتداد جاده تاریخی ابریشم و در بین کوه های زاگرس قرار
دارد. این اثر بدیع و زیبا بین سال های ۲۲۶ تا ۶۵۰ بعد از میلاد و در طول
سلسله ساسانیان ساخته شده است. محل این حجاری کنار اردوگاهی تاریخی بوده
است که به مدت ۱۷۰۰ سال بدون تغییر باقی مانده بود. این اثر هنری شامل دو
قوس زیباست که مراسم آیینی، صحنه های شکار و اقشار مردم دوران ساسانیان را
به تصویر میکشد. تصویر این حجاری در استخری که از آب چشمه مقدس پر است،
منعکس میشود و صحنه جالبی را بوجود می آورد.
مجسمه غول پیکر بودا – چین
بزرگترین
بنای سنگی بودا در استان سی چوان چین در سال ۷۱۳ بعد از میلاد ساخته شده
است. این بنا توسط راهبی ساخته شد که امیدوار بود حضور بودا از تلاطم
رودخانه بکاهد. گفته میشود برای ساخت این بنا از سنگ های بستر رودخانه
استفاده شده است، به همین دلیل رفت و آمد کشتی ها در آنجا بسیار راحت انجام
می پذیرفت.
